![]() |
![]() |
|
|
** تو در قلب من جا داری تو در دل من جاداری تو در رگهای من جاداری رفتم دکتر گفت انگل داری **دلم میخواد بخورمت، نه بخاطر اينكه عسلي، نه بخاطر اينكه جيگري، فقط...فقط ميخوام يه گوهي تو زندگيم خورده باشم ** آقا هر چی موبایلت رو گرفتم در دسترس نبود اگه تلفن ثابت کنارت هست بکن تو کونت **معلم از بچه می پرسه واحد پول اسپانیا چیه؟ میگه دور. معلم میگه چرا دور؟ بچه میگه آخه خاله ام به مامانم گفته رفتم اسپانیا 5 دور دادم تا این کت رو خریدم. **یه ادمخوار میره تبریز از گشنگی میمیره **يارو میگوزه زنش میگه صبوری، بازم سوسیس کالباس های صدادار خوردی!!! **یک روزنامه قزوینی به خاطر چاپ عکس کون بی سوراخ به جرم نشر اکاذیب ، تشویش اذهان عمومی و توهین به مقدسات تعطیل شد **پلیسه به ترکه: مگه نمی دونی اینجا ماهیگیری ممنوعه؟ ترکه: ولی تابلو نزدین پلیس: نزدیم که نزدیم ، زود باش از روی آکواریوم بیا پایین **اصفهانيه 100000 صلوات نذر ميكنه .ميبينه نميتونه ميره ورزشگاه آزادي ميگه: محمدياش صلوات **ترکه پلیس مخفی میشه ، سه ساله هنوز کسی نمیدونه کجاست. **یه معما : خانمی امروز 22 سالشه . 4 سال بعد سن خانم 8 برابر سن پسرش میشه . الان شوهر این خانم کجاست؟ جواب: اگر سن بچه را Yدر نظر بگیریم : 22+4=8(Y +4) Y= 3/4 سال= 9 ماه یعنی بچه 9 ماه دیگه بدنیا میاد . پس پدر بچه الان روی خانومه است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط بامشاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام عزيزم.اميدوارم چند لحظه اي كه اينجا هستي بهت خوش بگذره.نظر بدي ها
|
|
RSS
|