![]() |
![]() |
|
|
**به يك مهندس ساختمان ميگن نظرت راجع به ساختمان بدن خانم ها چيه؟ نماش كه حرف نداره.. هالش هم كه بيسته .. فقط حيف كه دستشويي و پذيراييش كنار همديگه است..
**لره توي كيوسك تلفن بوده بيرون مياد ازش مي پرسن سالمه؟؟ ميگه آره سالمه فقط آفتابه نداره.. **فرق بين ايرانيا با هنديا: هنديا گاواشون مقدسن .. ايرانيا مقدساشون گاون.. **فرق بين بين قانون سوم نيوتن و زن: اولي كنش بعد واكنش.. دومي واكنش (باز بکنش) بعد كنش... **شباهت گوز با دوست پسر: هر دو تاشون رو وقتي ول كني راحت مي شي **يه روز يه مورچه هه ميره تو چايي يه خسيسه، خسيسه مورچه هه رو درمياره و ميگه: زودباش، هرچي چايي خوردي تف كن! **يه خروسه پول نداشته بره زن بگيره ، گالينابلانكا ميخره !! ** حسن آقا رشتی با زن و بچه اش تو خيابون بودن که يه موتوري باشتاب، زن رو بلند مي کنه و دِ فرار، پسره مي گه: بابا مامانو بردن، حسن آقا مي گه: ** دو تا دانشجو پزشكي داشتن تو خيابون ميرفتن، ميبينند جلوشون يه يارو داره گشاد گشاد راه ميره. يكيشون ميگه: اين بابا بواسير داره. اون يكي ميگه: نه اين آپانديسشو عمل كرده. خلاصه هي با هم بحث ميكنن ولي به هيچ نتيجه اي نميرسن، ميگن بريم از خودش بپرسيم. ميرن به يارو ميگن: آقا ببخشيد، ما ديديم شما اينجوري راه ميرين، با هم شرط بندي كرديم، من ميگم شما آپانديستون رو عمل كردين ولي رفيقم ميگه شما بواسير دارين. يارو ميگه: والله هرسه تامون اشتباه كرديم! منم اول فكرميكردم گوزه، ولي نامرد، ان بود! **تركه و رشتيه تو جهنم هم ديگه رو ميبينن. رشتيه به تركه ميگه: تو چه جوري مردي؟ تركه ميگه: والله من از سرما مردم، تو چه جوري مردي؟ رشتيه ميگه: من از تعجب مردم! تركه ميگه: يعني چي؟ چطوري از تعجب مردي؟! رشتيه ميگه: والله من رفتم خونه، ديدم خانم لخت خوابيده رو تخت، زير تخت رونگاه كردم هيچكي نبود، تو كمد رو نگاه كردم،كسي نبود، تو حموم، تو انباري، تو دستشويي، خلاصه همه جا رو نگاه كردم ولي هيچكي نبود. منم از تعجب سكته كردم مردم! تركه ميگه: خاك بر سرت! تو فريزر رو هم نگاه ميكردي، نه تواز تعجب ميمردي، نه من از سرما! **قزوينيه داشته با بچه اش راه ميرفته.بچه اش تف ميکنه .قزوينيه محکم ميزنه پسه گردنش ميگه خاک بر سرت با این تف میشد دو تا کون رو کرد **تركه مي خواسته چشماي بچش عسلي شه؛ تخماش روهفت دقيقه ميندازه توآبجوش |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط بامشاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام عزيزم.اميدوارم چند لحظه اي كه اينجا هستي بهت خوش بگذره.نظر بدي ها
|
|
RSS
|