تبليغاتX
سلام.خوش اومدی.اول اینکه این وبلاگ به هیچ عنوان مطلب سکسی و سیاسی نداره پس لطفا فیلتر نکنین.دوم اینکه صفا اوردی با مرام وآخر اینکه عشق -عشق-همتون عشق. اینجا سکس و سیاست تعطیل.لطفا فیلتر نکنین
اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:

اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"

اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"

اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"

اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"

اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"

اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "

اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"

اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط بامشاد | 
***ترکه داشت مستند حيات وحش نگاه ميکرد. 2 تا شير افتاده بودن دنبال يه گور خر . بعد از مدتي

گورخره از دست شيرا فرار ميکنه و ترکه هيجان زده ميشه و ميگه : محمدي هاش صلوات

***رشتيه شب خواب ميبينه ده نفرافتادن روزنش ازخواب ميپره ميبينه دونفرن ميگه اخي

***طرز تهيه زن: براي تهيه اين عنصر کافي است مقداري اکسيد اسکناس و نيترات

پژو دويست و شش  را در سولفات ويلا مخلوط کرده و دو کاخ طلاي18 عيار به عنوان

مهريه و کمي کلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شيربها اضافه شود! پس از

ترکيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد مي شود و بعد از ميعان به صورت

عشق ، زن در خانه رسوب مي کند! بعضي از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه

مقداري از عصاره ء چرب زباني به عنوان کاتاليزور استفاده شود ، نتيجه کار بهتر

خواهد بود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 2:7 بعد از ظهر  توسط بامشاد | 

عمر برندارم سر از اين خمار مستي            كه هنوز من نبودم كه تو بر دلم نشستي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط بامشاد | 
 بچهه مياد خونه، باباش ميبينه انگشت دستش همينطوري راست واستاده! ميگه: اين چه وضعيه؟ بچهه ميگه: امروز تو آزمايشگاه داشتيم يه مادة شيميايي مي‌ساختيم، انگشتم خورد بهش، ازون موقع همين جور راست واستاده! باباهه ميگه: ببين باباجون، اگه فردا يه شيشه كوچولو از اون ماده برام بياري صد تومن بهت ميدم. بچهه هم از خدا خواسته فردا يه شيشه از اون ماده بلند ميكنه و مياره براي باباش. قرار ميشه صد تومن رو فردا باباش بگذاره زير بالشش. خلاصه بچهه فردا پاميشه، يك هزار تومني زير بالشش پيدا مي‌كنه! خوشحال ميره پيش باباش، ميگه: اين كه هزار تومنه؟ باباهه ميگه: صد تومنش رو من دادم، نهصد تومنش انعام مامانه!!

 

 

 معلمه سر كلاس ميپرسه: كي ميدونه قرص وياگرا چيه؟! پسر رشتيه ميگه: قرص ضد اسحاله! معلمه ميگه: چه ربطي داره؟! بچه ميگه: آخه هر شب مامانم به بابام ميگه: بخور اينو بلكه اون گهت سفت شه!!!

 

 بم زلزله مياد تركه مسوليتش رو بر عهده ميگيره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط بامشاد | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط بامشاد | 

**تركه ميره پرورش اندام ، اسب ميشه !!

 

** تركه تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش وحسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه

 

ميتونسته بلندبشه به غل دستيش ميگه :

 

آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار

 

** تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب

 

هم به امام حسين بسته‌است... ‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!!!:d

 

** عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه:

 

پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور

 

** تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد

 

** از لره ميپرسن از چه تريپ لبي خوشت مياد؟ ميگه: از لبِ جو!!

 

** تركه و رفيقش جنده آورده بودن خونه. قبل ازينكه مشغول شند، زنه برمي گرده بهشون ميگه: آقايون، براي

 

شما مهمه من حامله بشم؟ تركه ميگه: بله خوب نبايد حامله بشين. زنه بهشون يكي يك كاندوم ميده، ميگه: پس

 

لطفا اينارو استفاده كنين. ...بعد از يه ماه تركه به رفيقش ميگه: يادته اون روز جنده آورده بوديم خونه؟ رفيقش

 

ميگه: آره يادمه، چه حالي داد! تركه ميگه: يادته گفت براي شما مهمه من حامله بشم، ماهم گفتيم آره؟ رفيقش

 

ميگه: آره يادمه، مگه چي شده؟ تركه ميگه: من فكرشو كردم ديدم اونقدرها هم مهم نيست، بيا اين صاب مرده رو

 

درآريم، بريم بشاشيم

 

**نگهبان به رئيس بيمارستان گفت: قربان! سه تا از ديوونه‏ها فرار كردن. رئيس بيمارستان گفت: زياد ناراحت

 

نباش، هنوز صد تا ديوونه داريم.

 

** تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي

 

آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد

 

اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 10:35 قبل از ظهر  توسط بامشاد | 

***روباه پایین درخت ایستاد.به کلاغ بالای درخت که پنیری در منقار داشت گفت:عجب صدایی!!!!    کلاغ هم یک کاست منتشر کرد

***به شیر باغ وحش که نعره نمی کشید گفت:شما را هم با آب قاطی می کنند؟؟

***استخوانهایش تیر میکشیدو خودش وینستون

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 8:31 بعد از ظهر  توسط بامشاد | 
سلام.
مطلب یکی از پستهای وبلاگ شما میتواند این باشد:
-----------------
آیا دوست دارید در سیستم پست الکترونیک تحت وب گوگل (Gmail) عضو شوید ؟
برای اینکار شما به یک دعوتنامه نیاز دارید. یعنی باید یکی از اعضای قدیمی جیمیل شما را دعوت کند. این دعوت از طریق آیدی فعلی شما صورت میگیرد.
جیمیل برتری های زیادی نسبت به سایر سایت های پست الکترونیک مثل یاهو و هاتمیل دارد که از آنها میتوان به این موارد اشاره کرد.
1- وجود نداشتن تبلیغات در سایت و در نتیجه سرعت بسیار بالاتر.
2- دیدن سریع نامه جدید رسیده شده بدون نیاز به باز فراخوانی صفحه.
3- امکانات فارسی بسیار.
4- امنیت بالاتر و وجود نداشتن نرم افزارهای فراوان هک آیدی های آن . (برخلاف یاهو)
5- نمایش تبلیغات متنی در گوشه صفحه متناسب با نامه ای که شما میخوانید. یعنی اگر نامه ای مربوط به موسیقی ایرانی دریافت کرده اید به صورت اتوماتیک تبلیغ مربوط به همین موضوع به صورت متنی در گوشه سایت مشخص میشود.
6- خودتان عضو شوید و ببینید...
اما چطور عضو شویم؟
دعوتنامه را باید از کجا دریافت کنیم؟
برای دریافت دعوتنامه میتوانید به آدرس http://poolkhaneh.blogfa.com مراجعه کنید و از آنجا تقاضای دعوتنامه کنید. البته برای ارسال دعوتنامه لازم است ابتدا در یکی از سایت های معرفی شده عضو شوید.
بعد از چند روز خود شما هم قادر به ارسال دعوتنامه به دیگران خواهید بود.
این فرصتها زیاد پیش نمی آیند . همین الآن برای دریافت دعوتنامه اقدام کنید....
http://poolkhaneh.blogfa.com
--------------------
درضمن اگر تمایل به تبادل لینک و لوگو دارید . لوگوی پولــخانه را در وبلاگتان قرار دهیدو در قسمت نظرات یا تابلوی گفتمان پولــخــــانه اعلام کنید تا من هم همین کار را بکنم.
خدانگهدار
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط بامشاد | 
 

به تركه ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن،‌ ديوار ميسازن!

به تركه ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!

به تركه ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه!

به تركه ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين!

به تركه ميگن: با «تلاش» جمله بساز،‌ ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!

به تركه ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟!

به تركه ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم مي‌كنم!

به تركه ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟

به تركه ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

به تركه ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره!!

به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه!

به تركه ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!!

به تركه ميگن: با «سي‌دي» جمله بساز، ميگه: چُسيدي!

به تركه ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباس‌اينا رفتيم بيرون!

به تركه ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟!

به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!

به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت مي‌كردم صدا قطع شد!

به تركه ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!

به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي

به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت.

به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!

به تركه ميگن: با «كشاورز» جمله بساز،‌ ميگه: كس ‌كشا ورزش كنيد!

به تركه ميگن: با «كشور» جمله بساز،‌ ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم!

به تركه ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر عموش ميشم، تو كيشميشي؟

به تركه ميگن: با «گوهر» يك جمله بساز، گفت: توي گو، هر موقع به من ميرسي ميگي يه جمله بساز.

به تركه ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا!

به تركه ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين!

به تركه ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟!

به تركه ميگن: با «مترو» جمله بساز. ميگه: اصلا سوالتون غلطه! شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه نداريم!

به تركه ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان) يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه

به تركه ميگن: با «ممه» جمله بساز. ميگه: گرممه

به تركه ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب.

به تركه ميگن: با «مينا و تينا» جمله بساز. ميگه: مامانم اينا با باباتينا رفتن شمال!

به تركه ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسم‌اينا رفتيم بيرون!

به تركه ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه جيب جلو داره نه جيب عقب!

به تركه ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچه‌هاي تيم ملي واقعا زحمت مي‌كشند، نخسوزن علي دايي!

به تركه ميگن: با «نمونه» يك جمله بساز، گفت: اين كه مي بينين سرمونه، اين پاهامونه ، اينم كونمونه.

به تركه ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!

به عربه مي‌گن: با «ماهيچه» جمله بساز، ميگه: ولك كیر خر درمقابل كیر ِما هيچه!

به تركه ميگن با اش چمله بساز ميگه محمدي اش صلوات

به ترکه ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس گرفتیم!!!

به ترکه ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با ما لجن!!!

به يکي ميگن با کشور جمله بساز ميگه بچه با کش ور نرو!!!

به تركه مي گن با ماست جمله بساز مي گه بربري در انتظار ماست!

به تر كه مي گن يه جمله بساز كه توش ؛مرده: باشه مي گه آمبولانس

به تركه ميگن با بقيه جمله بساز ميگه من ديشب پيتزا خوردم بهش مي گن بقيش كو ؟ مي گه تو يخچال

به تركه ميگن: با «دوچرخه» جمله بساز. ميگه: بابا خسته شدم از بس كه جمله ساختم!

به تركه ميگن: با «ایده» جمله بساز. میگه : این جمله سازی هم مارو گاییده

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط بامشاد | 

** تركه توي پارك يه دختره رو ميبينه و خيلي باهاش حال مي‌كنه. ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد از تركه ميپرسه: اسم شما چيه؟ تركه يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر!

 

** تركه ميره مهموني با يه زنه شروع ميكنه رقصيدن دهنه زنه بو ميداده تركه ميگه خانم چرا دهنت بو ميده؟زنه ميگه صبح دندونپزشكي بودم برام پل گذاشته.تركه ميگه :ااااا پس بگو يكي زير پله ريده

 

** قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه: اين تو كون آدم دروغگو

 

** مامانه برا بچش لالايي مي خونده يه نيم ساعتي كه مي گذره بچهه ميگه خوب ديگه مامان خفه شو مي خوام بخوابم

 

** ترکه مي خواسته پشتش بخارونه دستش نمي رسه
زير پاش آجر مي زاره

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط بامشاد | 
دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند


دخترها:
۱- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۲- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
۴- چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:
۱- توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲- توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
۴- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۵- توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷- چند تا فحش ميدن
۸- دنبال كبريت ميگردن
۹- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!)
۱۱- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
۱۲- تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴- ميرن سراغ بقالی سر كوچه و ۲۰ تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶- روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
۱۷- تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
۱۸- دنبال نمكدون ميگردن
۱۹- نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
۲۰- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۲۱- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
۲۲- صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲۳- نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
۲۴- بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
۲۵- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
۲۶- توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
۲۷- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
۲۸- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲۹- سريع برميگردن توی آشپزخونه
۳۰- تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
۳۱- ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
۳۲- دنبال ظرفهای مسی ميگردن
۳۳- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
۳۴- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
۳۵- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
۳۶- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
۳۷- ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
۳۸- روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
۳۹- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
۴۰- نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
۴۱- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
۴۲- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
۴۳- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
۴۴- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
۴۵- نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط بامشاد | 
1 –به رشتیه میگن عباس آقا داره تو خونه ات زنتو میکنه
رشتیه با عصبانیت میره تو خونه یکدفعه با خنده میاد بیرون میگن چرا میخندی
میگه:تاحالا کون عباس آقا رو لخت ندیده بودم
2-یه جوجه تیغی با یه تیکه ابر عروسی می کنه بچشون میشه اسکاج

3-زن رشتیه داشته میداده ،شوهرش سر می رسه یا رو را دنبال می کنه میزنه طرف رو له و لورده میکنه. زنش میگه عجب غیرتی. رشتیه میگه اگه تو هم با کفش بیای بالای تخت همین بلا را سرت میارم
4- ترکه جونش به لبش میرسه تف میکنه میمیره
5-ترکه عکس گور خر زده بود به اتاقش. بهش میگن این عکسه چیه؟ ترکه میگه: این عکس جوانی های بابام هست تو یوونتوس بازی میکرده.
6- به يه آخونده ميگن: سنتور حرومه؟ ميگه:آره؛ ميگن:ارگ حرومه؟ ميگه:آره؛ ميگن: پس« خمينی ای امام» رو با گوز بزنيم؟!

7-رفيق تركه ازش ميپرسه: پنجشنبه-جمعه كجا بودی؟
تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال!!!
8- يه انگشتر ميره قزوين، النگو برمی‌گرده
9- ترکه می ره خواستگاری می گن دخترم میخواد درس بخونه، می گه عيب نداره من ميرم 5 دقيقه ديگه می يام

10- يه تركه بلال می‌خوره، تا يه هفته همش اذون ميگه !
11- تركه رو می‌برن زير سوال، له ميشه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط بامشاد | 

هر کس دوست داره از قول خودش مطلب تو سایت بذارم به من پی ام بده.   bamshad_tappe83  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط بامشاد | 

يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط بامشاد | 
آری زندگی زیباست             زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست       گر بیافروزیش رقص شعله اش در هر

کران پیداست            ورنه خاموش است و                                 

  خاموشی گناه ماست

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط بامشاد | 

سلام به تموم عزیزای دلم.من مجید هستم کوچیک

همتون.به زودی زود میام به همراه دوست عزیزم

مجتبی جون. دوستون دارم.یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط بامشاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام عزيزم.اميدوارم چند لحظه اي كه اينجا هستي بهت خوش بگذره.نظر بدي ها

تعداد بازديد كنندگان
نوشته های پیشین
85/11/01 - 85/11/30
85/08/01 - 85/08/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
84/09/01 - 84/09/30
84/08/01 - 84/08/30

پیوندها
ترانه های با حال.حتما سر بزن
قالب های رایگان
یه وبلاگ با آموزش های توپ
وبلاگ همشهری عزیزم
کنتور مجانی بدون نیاز به ثبت نام
دختری آسمان آبی
دانلود نرم افزار و بازی های خفن
موزیک های خفن واسه دانلود
جک و لطیفه
اصطلاحات چت
اسمبل های یاهو
کد خطاهای مودم
فال حافظ
طالع بینی
ماشین های ایرانی
ماشین های خارجی
ماکروسافت فارسی
اینم یه وبلاگ توپ
فرياد هاي خاموش !!!
جن.وحشت!!!!!
بانوي شرقي
تيم كامپيوتري نيشابور
آمار لحظه به لحظه جهان
عکس و جاوا
اشک مهتاب
اگه ميخاي پولدار شي!!
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
ديجيتال بامشاد